تبليغاتX
تو خدایی اگر به خود آیی ...
تو خدایی اگر به خود آیی ...

به نام او که آغاز عاشقانه زندگیست ... عشق در رهش در شوق بندگیست

دوست نداشتن کسی که دوستش داری از دوست داشتنش سخت تر است.

فراموش کردن کسی که دوستش داری از فراموش نکردنش سخت تر است.

مرا توان سخت ترین ها نیست!

آسان ترین راه عشق است!

دوست داشتن

و فراموش نکردن

برای همیشه...

تا ابد...

غصه نخور ...

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 12:3 بعد از ظهر توسط م _ حسني | |
اگر چه بهانه ی خوبی برای لبخند زدنت نیستم!

اما گاه گاهی بی بهانه...

بی دلیل!

بخند

 تا شاید اینگونه این روح سرگردان برای لحظه ای...

هر چند کوتاه...

به امتداد لبخند تو...

 آرام شود.

آرامش یعنی اینكه :
همیشه ته دلت مطمئن باشی توی سینه كسی كه دوستش داری یك آشیونه ی گرم داری ...

 
نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط م _ حسني | |

دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم

شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم

انگاری گوه غصه ها رو سینه من اومده

آخ داره باورم می شه خنده به ما نیومده

...

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی یه عمره که دربه درم

....

حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زندن یه کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن

نگوه که از روزگار یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم

برگه تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم

آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن

...

تو که همه سکوت شده ای و من...

اگر ...

فریاد نزم چه کنم!

شاید تو ...

نمی دانم اما من از تمام لحظه هایم گذشته ام

هر چه خواستم تمامت کنم! نشد که نشد !

خیال کردم بری میری از یادم

تو رفتی و نرفت چیزی از یادم

تو رفتی تازه عاشقتر شدم

از اونیم که بود بدتر شدم

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 2:26 بعد از ظهر توسط م _ حسني | |