تبليغاتX
تو خدایی اگر به خود آیی ...
تو خدایی اگر به خود آیی ...

به نام او که آغاز عاشقانه زندگیست ... عشق در رهش در شوق بندگیست

 

باز کن پنجره را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است " فریدون مشیری "

 

سلام دوستان عزيز

مدتي است كه مي خواستم از همتون تشكر كنم

به نظرم الان فرصت مناسبي هست هم ايام عيد نزديك و هم مشغوليات من زياد در نتيجه با يه تير دونشون مي زنم هم يه خداحافظي موقت و هم يه عالمه تشكر از همتون .....

از همه كساني كه توي اين چند ماهي كه اين وب راه افتاده با نظرات سازنده شون منو ياري كردن

 دوستان عزيز واقعا نمي دونم چي بگم و چطور تشكر كنم ولي خودتون مي دونيد كه خداحافظي سخته اخه من مجبورم اين ترم واقعا برام ترم سنگيني است البته بهتره بگم از اين ترم به بعد ...

اگه كسي از اون اوائل وبم با من همراه بوده مي دونه كه اون اوائل خيلي اتيشم تند بود و خيلي احساساتي ....ولي خدا را شكر حالا خيلي بهتر شدم خودم هم راضي ام ...و اين را هم مديون شما هستم و اين يه شروع براي من يه شروع براي خود شناسي اميدوارم بازم همراهم باشين و كمكم كنين

و همه اينها را مديون دوستان عزيز هستم دوستاني مثه برادر رشيدي زاده و برادر حسيني و برادر محمد و خواهرشون دختر افعانستان خواهر غزل و بهار عزيزم و خواهر عزيزم محمدي و دوستاي كه هيشه نظراتشون سازنده بود برادر جعفري برادر فهيمي و برادر مسافر وبرادر محقق و برادر یوسفی و برادر احمد و ....و ايده اصلي اين وب كه با كمك هاي برادرم اقاي حسني بودكه واقعا مديونشون هستم این گلها هم از طرف من تقدیم به همتون...

در كل عيد به همه شما عزيزان تبريك مي گم و اميدوارم سال خوب و خوشي را در كنار اعضاي خونوادتون داشته باشين

به ياد همتون هستم و براتون دعا مي كنم

تو بهاری !!!آری خویش را باورکن!!!و خدا می داند که خدا می خواهد تو خدا باشی برپهنه ی خاک....

 

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط م _ حسني | |

تصميم گيري درست مي تواند مسير زندگي شما را مشخص كند در هنگام رويارويي با مشكلات راه درست را پيش روي تان قراد بدهد، موفقيت را نصيبتان كند و اعتماد به نفس شما رادر پيمودن فراز و نشيب زندگي افزايش دهد .

بايد با به كار بستن نكات زير، در تصميم گيريهاي كوچك و بزرگ زندگي، به خودمان كمك كنيم .

زمان بهترين راهنماي شما است قدر فرصت هاي شغلي و لحظاتي را كه در زندگي خصوصي دست مي دهد، بدانيد همين اوقات مي تواند خلاقيت و دانايي به همراه بياورد و توشه اي از تجربيات خوب براي تصميم گيري هاي بعدي زندگي شما فراهم كند.

 

طراح زندگي خود باشيد

 

شهامت نگاه كردن به زندگي خود را داشته باشيد ببينيد كه چه كرده ايد؟ براي يك لحظه بهانه تراسي و توجيه كردن را كتار بگذاريد و واقيعت را نگاه كنيد . از خود بپرسيد: چگونه مي توانم راهي را براي زندگي خود در پيش بگيرم كه در خور خويشتن من باشد؟چگونه مي توانم از روزها و ماههاي باقيمانده ي امسال، بهترين تجربيات و خاطرات را براي زندگي ام به جاي بگذارم؟

البته سعي كنيد كه اسير توقعات خود نشويد، آرزوهايي را در ذهن تصور نكنيد كه امكان دستيابي به آن غير ممكن است. بهترين راه اين است كه بين خواسته هاي خود و واقيعت هاي زندگي تعادل ايجاد كنيد.

 

اولويت هاي خود را ارزيابي كنيد

 

اگر براي ديگران سفر كردن مهم است يا ميهماني هاي بسيار برپا مي كنند يا وقت خود را صرف خريد اجناس مي كنند يا كاركردن را ترجيح مي دهند، بايد بدانيد اينها اولويت هاي شما نيست. شما زندگي خود را داريد و خودتان بايد اولويت زندگي خود را تعيين كنيد. شما بايد بدانيد كه از زندگي چه مي خواهيد. اين شناحت، اولويت هاي زندگي شما را مشخص مي كند. شهامت بي همتا بودن را داشته باشيد

 

انتظارات خود را تحت كنترل درآوريد

 

باهوشياري تمام توقعات خود را بشناسيد . شما چقدر قادريد كه توقعات خود را مهار كنيد؟ آيا گاهي اوقات اين انتظارات شما نيست كه شما را تحت كنترل در آورده و رفتارتان را پيش مي برد؟ فكر كنيد اين انتظارات چقدر واقعي است. اگر نتوانيد به بعضي از آنها دست يابيد چه خواهد شد؟ آيا چيز مهمي را از دست مي دهيد؟ خواهيد ديد كه با كمي فكر كردن خيلي از انتظارات دور و دراز شما كنار مي روند

 

عميق تر بيانديشيد

 

چه كسي هستيد و هدفتان چيست روي اين سوال تمركز كنيد و ببينيد چه اتفاقي مي افتد. شما با اين سوال به دنياي شگفت انگيز خودتان پا مي گذاريدو خواهيد توانست راه خودتان را انتخاب كنيد.

 

از ديگران كمك بخواهيد

 

فرزندان شما، همسرتان، همكاران و دوستان نمي توانند بهتر از خود شما، كاري برايتان انجام بدهند، اما بايد به آنها فرصت داد و از نظرات و راهنمايي آنها استفاده كرد. اين راهنمايي ها مي تواند شما را در رسيدن به هدفتان كمك كند

 

من هم توصيه مي كنم اهداف و انتظاراتتان را حتما ياداشت كنيد من خودم هم همين كار را معمولا در مورد هر چيزي مي كنم مشكلات اهداف توقعات حتي گاهي هم در مورد خودم با قضاوت هم مي نشينم البته نه طرف خودم بلكه مثه يه ادم بي طرف... در كل اميدوارم اين مطلب بتونه بهتون براي يه تصميم گيري درست در مورد اينده تون كمك كنه، البته اميدوارم ....

 

منبع مجله خانواده

 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 6:8 بعد از ظهر توسط م _ حسني | |

توي اتاق تنگ و تاريك خيالم تنها نشستم در و ديوار سياه سياهند و و فقط يه پرده توري مشكي روي پنجره اتاق روزنه اي است به دنياي واقيعت ...

وسوسه مي شوم برم طرف پنجره و...  بدون اينكه پرده را كنار بزنم بيرون را نگاه كنم . خيلي سخته آخه ... چين هاي پرده روي هم افتاده و فقط از بعضي قسمتهاش مي شه يه كم ديد داشت و منظره بيرون را خوب نمي شه ديد...  نمي دونم چقدر فاصله بين پنجره اتاقم تا اون منظره ي بيرونه ... ولي مطمئنم بيشتر از اونيه كه به نظر مياد.  روبروي پنجره... 

 باز همون زن را مي بينم با لباس سپيد بلندش و بالا پائين رفتهايي كه زياد مشخص نيست و نمي تونم مفهومش را درك كنم. بايد پرده را بزنم  كنار...ولي عادت كردم به اين تاريكي مي ترسم نور چشمام را اذيت كنه و... ولي از يه طرف كنجكاوي هم نمي ذاره... شايد بيرون خيلي جالب باشه. جالبتر و جذاب تر از اتاق من ...

همون اتاقي كه بهش عادت دارم و هميشه خودم را توش زنداني كردم. هيچ وقت يادم نمي ياد. توي مشكلات به جاي ديگه اي پناه برده باشم. هميشه اروم يه گوشه ي همين اتاق مي شينم و به سياهي ها خيره مي شم. بارها و بارها شده ... ولي شايد بيرون اينقدر وحشتناك نباشه كه من فكرشو مي كنم شايد هم قشنگ باشه و اون زن ...اون هميشه پشت اين پنجره مي ايسته و باز با همون حركات هميشگي و مبهم و اروم و ساكت داره زمزمه مي كنه شايد يه جورايي داره منوصدا مي زنه... هيچ وقت نديدم بياد نزديك و نزديك تر از ايني كه هست.

هنوزم بين ما فاصله است شايد اين فاصله تقصير منه ....آخه من هيچ وقت نخواستم پرده را كنار بزنم و پنجره را باز كنم تا بهتر ببينم ....يه جورايي مي ترسم ! نمي دونم از چي... مي ترسم پشت اين پرده و پنجره همش خيالات و اوهام باشه همش يه سراب باشه و اون زن زيبا هم يه....

هميشه ترديد كردم هميشه ترسيدم... ولي الان همه عزممو جزم كردم پرده را بزنم كنار...شايد پشت پنجره سبزه زاري باشه با گلهاي سرخ و سپيد و اون پري زيبا توي اون سبزه زار داره اونها را مي چينه و دسته دسته مي كنه و درختان سر به فلك كشيده كه كنار جاده خوشبختي قد علم كرده باشند و بلبلاني كه سر مست از عطر شكوفه هاي سيب آواز سر مي دهند و صداي شرشر رودخانه كه با اواز نسيم هم صدا شده و همشون منوصدا مي زنن...

شايد هم نه اين جوري نباشه ... ولي ...آخرش اينه كه شايد همه اونها... مثه اتاق من باشند تاريك و سياه ...  اون وقت كه من ديگه چيزي را از دست نداده ام .

 باترديد دستم را جلو مي آرم به خوبي لرزشش را احساس مي كنم . چشمام را مي بندم آخه... ترس همه ي وجودم را فرا گرفته انگشتانم پرده را حس مي كنه . محكم مي گيرمش و چشمام را بيشتر به هم فشار مي دم با تمام وجودم پرده را كنار ميزنم صداي گيره هاي پرده ،  توي گوشمه...

يه حس عجيبي دارم مي خوام چشمامو باز كنم ولي ترديد دارم ... بسه تو كه تا اينجاشو اومدي بقيه را هم انجام بده ديگه... نبايد ترديد كني!!! آروم باز مي كنم ...........

مامان بازم مثه هميشه داره با همون چادر نمازش توي سجاده ش ذكر ميگه و منم با اينكه هنوز ترديد دارم ... مي پرسم: مگه وقت نماز شده!!!....آره ...خيلي وقته ... موهام را ازجلوي صورتم جمع مي كنم و محكم پشت سرم مي بندم و بلند ميشم برم وضو بگيرم .........

نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 2:41 بعد از ظهر توسط م _ حسني | |
در اول کار با پوزش از دوستان به خاطر اینکه مطلب طولانیست و وقت عزیزان را میگیرد من قصد داشتم مقاله ای در مورد ارتباط درست دختر و پسر در جامعه امروزی بنویسم که وقتی به این مقاله در سایت پرسمان برخوردم مناسب دیدم همین را برایتان پست کنم که واقعا جامع و کامل است امیدوارم بتواند راه گشای خواهران و برادران عزیز در این نوع ارتباطات شود

انسان، هرگز بى‏ارتباط با ديگران زندگى نكرده است و اگر چه سطح و نوع ارتباطها تنوع مى‏پذيرد، ولى ارتباطات انسانى، هيچ‏گاه قطع نشده است؛ زيرا براى آدمى، ارتباط با همنوع يك ضرورت است. نوع و كيفيت ارتباط را اهداف و اغراض ما تعيين مى‏كند.

به اين سبب، گاهى ارتباط آموزشى است، گاهى اقتصادى، گاهى فرهنگى و برخى اوقات اجتماعى. هدف يك ارتباط، در قالب پيام مبادله شده، فراهم مى‏شود و به دست مى‏آيد. افزون بر آن كه هر نوع ارتباطى، شرايط خاص خود را دارد كه بايد رعايت گردد تا ارتباط به هدف خود برسد.

يك مجموعه داراى اصول و قواعدى كلى است كه بايد در تمام ارتباطها رعايت گردد. يكى از اين اصول، اين اسم كه هرگز ارتباطها نبايد با همديگر همپوشى و تداخل نمايند؛ يعنى در ضمن يك ارتباط، نبايد هدف گم شود. پيام مبادله شده كه معين كننده نوع ارتباط است، بايد محدود و منحصر به همان نوع ارتباط باشد؛ مثلاً در ضمن يك ارتباط اقتصادى نبايد ارتباط خانوادگى و پيام خانوادگى مبادله شود. اين تداخل، موجب ضرر به هر دو نوع ارتباط خواهد شد و هر دو را از اهدافشان دور مى‏سازد و همچنان كه اگر در ضمن ارتباط آموزش، حواس شما متوجه مطالب ديگر شود، موجب افت كيفيت آموزش مى‏شويد. در ارتباط ديگر نيز تداخل پيام‏ها، موجب افت سطح ارتباط مى‏شود. پس بايد به اصول ارتباطهاى انسانى پاى بند بود تا بتوان به اهداف ارتباطها دست يافت.


شايد توجه داريد كه علت اصلى حضورتان در دانشگاه - همان گونه كه از نام اين محيط پيداست - تحصيل دانش و علم است و نه تحصيل چيز ديگر؛ از اين رو، ارتباط اساسى و اصلى شما با تمام افراد در اين محيط، يك ارتباط آموزشى است و اگر ارتباط دوستى يا اقتصادى و... برقرار شود، در مسير تكميل ارتباط آموزشى و يا مقدمه‏اى جهت رسيدن به اهداف آموزشى است. اگر در دانشگاه در پرتو يك ارتباط اقتصادى، لوازم التحرير، فيش غذا، لباس و... تهيه مى‏كنيد، همه براى تأمين اهداف آموزشى و تحصيل علم و دانش است. هر رفتار و يا ارتباطى كه شما را از اين هدف دور كند، آفت زندگى دانشجويى و انحراف از مسير ارتباط آموزشى تلقى مى‏شود.


هر ارتباط ديگرى غير از ارتباط آموزشى، فقط يك عامل مزاحم است و بايد آنها را از مسير زندگى دانشجويى خود حذف كنيد تا بتوانيد به اهداف علمى و معرفتى خو نايل آييد.


پس از ديدگاه تعليم و تربيت، ارتباط با جنس مخالف، يك عامل مزاحم است و در اولين گام، سطح تمركز شما را كاهش مى‏دهد. كافى است يك پيام غير آموزشى از جنس مخالف نظر شما را به خود جلب نمايد تا ساعت‏ها فكر و ذهن شما را به خود مشغول سازد. توجه داريد كه تا كنون تنها با تكيه بر ديدگاه تعليمى و تربيتى، به بررسى اين پديده پرداخته‏ايم و نتيجه سخن آن كه هر عمل و ارتباطى كه ارتباط آموزشى و فعاليت تحصيلى شما را تحت الشعاع خود قرار دهد و كميت و كيفيت دانش اندوزى شما را كاهش دهد، بايد از زندگى دانشجويى شما حذف شود.


توجه داريم كه تأثيرمزاحمتى ارتباط با جنس مخالف، هرگز نه قابل كتمان است و نه با مزاحمت‏هاى ديگر - همانند سرو صدا - قابل مقايسه مى‏باشد؛ يعنى كسى نيست كه بگويد ارتباط با جنس مخالف، همانند خريد لوازم التحرير مقدمه‏اى براى تحصيل موفق است؛ زيرا بروز عامل مزاحم، برابر است با افت تحصيلى و افزون بر اين، تحقيقات انحام گرفته و تجربيات افراد مبتلا به ارتباط با جنس مخالف، گوياى افت شديد تحصيلى اين گونه افراد است.


موضوع ارتباط با جنس مخالف، تنها نظر دانشمندان و صاحب نظران تعليم و تربيت را به خود جلب نكرده است؛ بلكه اين مسئله از ديدگاه فقهى، حامعه شناختى، روان شناختى و... نيز مورد بررسى قرار مى‏گيرد. اينك از ديدگاه روان شناختى اين مسئله را مورد بررسى كوتاه قرار مى‏دهيم.


1. دهنده پيام. 2. گيرنده پيام. 3. محتواى پيام. 4. كانال. 5. رسانه. از بين اين امور، بيشترين تأثير و نقش تعيين كننده، نقش اصلى آن، مؤلفه سوم (محتواى پيام) است. آن چه يك ارتباط را از ديگر ارتباطها متمايز مى‏سازد، محتوا و پيام است. حال سخن اين است كه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، چه نوع پيامى مبادله مى‏گردد كه آن را ارتباط دوستى با جنس مخالف مى‏گويند؟ چرا ارتباط با استاد در كلاس درس را ارتباط دوستى نمى‏گوييد و يا ارتباط با دفتردار دانشگاه را ارتباط آموزشى و دوستى مى‏گوييد؟ آيا چيزى جز محتوا و پيام مبادله شده، مى‏تواند نقش مؤثر و تعيين كننده‏اى داشته باشد؟ اينك بايد مشخص كنيم كه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، محتوا و پيام مبادله شده چيست كه آن را از ديگر ارتباطها، همانند اقتصادى، سياسى، اجتماعى و... متمايز مى‏سازد؟


آن چه در ارتباط با جنس مخالف مبادله مى‏شود، محبت و عشق است؛ ولى محبتى كه يك همجنس از ارائه آن ناتوان است. از اين رو به سراغ جنس مخالف مى‏رويم؛ پس محبت از نوع جنسيتى است و اگر پيام آرامش، سكون و... نيز مبادله مى‏گردد، رنگ جنسيتى - نه جنسى - پذيرفته است. در اين نوع ارتباط چون قواعد و شرايط و تعهدات طرفين تعريف نشده است و به صورت ناقص از فرهنگ غربى اقتباس شده است، با پيامد منفى فراوانى همراه مى‏باشد؛ مثلاً چون سطح دوستى تعريف نشده، دوستان در برابر همديگر احساس تعهد نمى‏كنند كه معمولاً با خيانت، بى وفايى، شكست و... همراه است.


گاهى اوقات به واسطه اين كه سطح دوستى و ارتباط تعريف نشده است، اندك اندك از ارتباط دوستى فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگى و كاركردهايى از آن دست مى‏شود و چون شرايط آن با توافق طرفين قرين نشده، به هتك حيثيت اجتماعى و چه بسا خسارت‏هاى جبران‏ناپذير - به ويژه از طرف دختر - همراه مى‏شود و هرگز كسى در ابتدا پيش بينى نمى‏كند كه اين دوستى، به اين نقطه ختم شود؛ ولى كم كم به جايى مى‏رسد كه سرمايه‏اى جز ندامت باقى نمى‏ماند.


بنابراين چون در فرهنگ دينى و عرف ايرانى ما، اين نوع ارتباط هنوز تعريف نشده و شرايط، مقررات و آداب، تعهدهاى طرفين تعيين شده است، نبايد به سراغ آن برويم؛ چون هر ارتباطى كه از شرايط، آداب و تعهد لازم فارغ باشد، نه تنها به هدف خود نمى‏رسد، بلكه جز خسارت نتيجه‏اى ندارد. اگر ارتباط اقتصادى با آداب، شرايط و تعهدهاى بيگانه باشد، نه تنها سود نمى‏دهد، بلكه خسارت اقتصادى تنها نتيجه آن خواهد بود. در اين نوع ارتباط هم، وضعيت به همين منوال است.


در ارتباط دوستى با جنس مخالف، آن چه در معرض خسارت و ضرر (و يا بهتر بگوييم تهديد) قرار مى‏گيرد، مال، سرمايه و تحصيل دانش نيست؛ بلكه آبرو و پاكى است كه اگر از كف رود، هرگز جبران‏پذير نيست. آيا انسان عاقل حاضر است كه در يك ارتباط دوستى فاقد تعهد لازم الاجرا و غير قابل نقض، حيثيت خود را در معرض آسيب و خطر قرار دهد؟ اگر اين ضرر رخ داد، چه كسى آن را جبران مى‏كند و آيا آبروى بر باد رفته، قابل برگشت است؟ بسيار افرادى كه هرگز گمان نمى‏كردند به بى آبرويى و از دست دادن آبرو و... مبتلا شوند؛ ولى مبتلا شدند. بنابراين، از ديدگاه روان شناختى بين فردى نيز چون ارتباط دوستى با جنس مخالف فاقد شرايط يك ارتباط سالم مى‏باشد و ويژگى‏هاى لازم در مؤلفه‏هاى آن رعايت نشده است، يك ارتباط شكست خورده و مقرون به آسيب مى‏باشد و تا زمانى كه به يك تعهد طرفينى همراه با رعايت آداب و شرايط منتهى شود، بايد از آن سخت اجتناب كرد.


حال كه ارتباط با جنس مخالف در فضاى آموزشى و غير آموزشى ممنوع است، پس شكل رفتار ما با جنس مخالف چگونه بايد باشد؟
به طور كلى در جامعه ما چند شيوه برخورد وجود دارد كه يك شيوه آن درست و شيوه‏هاى ديگر غلط است.
برخورد مبتنى بر شناخت و احترام متقابل، برخورد صحيح با جنس مخالف است. در اين شيوه، دختران و پسرانى هستند كه به محض ديدن يكديگر خود را نمى‏بازند و هيجان زده نمى‏شوند. اينان يك نگاه و يك كلام از جنس مخالف را به عشق تعبير نمى‏كنندو آن را در ذهن خود و در رؤياهاى خويش نمى‏پرورانند؛ بلكه در برخوردها در مجامع فاميلى، تحصيلى و... بسيار با وقار و سنگين برخورد مى‏كنند و در عين پرس و جو از احوال يكديگر و پاسخ گويى به پرسش‏هاى آنان، دچار افراط در خنده و شوخى نمى‏شوند. آنان جنس مخالف را افرادى چون پدر، مادر، برادر و خواهر خود نمى‏دانند و آدابى را كه از لحاظ شرعى و اجتماعى در برخورد با آنان لازم است، رعايت مى‏كنند. آنان بر اثر تربيت خانوادگى، برقرارى رابطه پنهان با جنس مخالف را بى معنا مى‏دانند و درباره روحيات جنس مخالف به حد كافى آگاهند و براى برقرارى روابط نيزديك و صميمى با جنس مخالف، برنامه دارند و آن را از طريق ازدواج و فراهم آوردن شرايط مقبول اجتماعى، به تحقق مى‏رسانند.


شيوه‏هاى نادرست ارتباط
1. برخورد احساسى و هيجان زده اين رفتار بر اثر عدم شناخت صحيح از جنس مخالف است و يك ابراز محبت ساده را نشانه عشقى عميق مى‏دهند و هيجان زده مى‏شوند كه معمولاً در دختران چنين واكنشى بيش از پسران به چشم مى‏خورد.
2. برخورد خشك و محدود؛ عده‏اى از جوانان بر اساس تربيت‏هاى غلط، گاهى در ميان خويشان و آشنايان از افراد غير هم جنس اجتناب مى‏كنند و رفتارى سرد و يا خشن دارند؛ البته خشك نبودن هرگز به معناى رعايت نكردن حدود شرعى نيست؛ ولى رعايت موازين شرعى هم لزوماً به معناى بد اخلاقى و سرد بودن نمى‏باشد.
3. داشتن روابط پنهانى؛ داشتن روابطى مثل نامه نگارى، تماس‏هاى تلفنى و مخفيانه، گذشته از اين كه چه عواملى باعث اين گونه روابط بين بعضى از جوانان ما شده، بايد يادآور شويم كه عواقب روانى و اجتماعى بسيار خطرناكى در اين گونه روابط وجود دارد كه متأسفانه بيشترين آسيب آن نصيب دختران ما مى‏شود.
4. افراط در معاشرت؛ بعضى از خانواده‏ها به بهانه اجتماعى كردن فرزندان خود سعى در ايجاد روابط افراط گونه بين پسر و دختر مى‏كنند كه نوعى تبعيت كوركورانه از فرهنگ غربى است.


بنابراين به نظر اسلام شيوه صحيح در رابطه با جنس مخالف، همان شيوه‏اى است كه توضيح آن گذشت. در ارتباط با جنس مخالف، در حالى كه در قالب شكل اول ارتباط برقرار مى‏كنيد، از اصول بيان شده زير پيروى كنيد:


1. برخورد با جنس مخالف بر اصل تكبر ورزى استوار شده است؛ يعنى معيار و قانون برخورد با جنس مخالف متكبرانه بودن آن است. رفتار صميمانه و چهره گشاده و لب خندان داشتن، براى مواجه با همجنس و محارم است؛ نه براى نامحرم و جنس مخالف. راه حفظ حريم و مصونيت و حرمت نهادن براى خود، تكبر ورزى است تا ناشناسان و نا محرمان به حريم شما بار نيابند؛ مگر آن كه محرم راز شوند بد گويى و ناسزاگويى لازم نيست و رفتار متكبرانه داشتن لازم است. بى اعتنايى، خود برتر بينى، فاصله گرفتن، حريم براى خود قائل شدن از جلوه‏هاى رفتارى مطلوب با جنس مخالف است.
2. به برخى از تأثيرات مثبت و اندك اين ارتباط دل خوش نكنيد و بدانيد كه انسان‏هاى پشيمان اندك اندك به خط قرمز رسيدند و از آن عبور كردند. اگر شما يك قدم جلو بگذاريد، بايد تا ده قدم از ارزش‏هاى خود عقب‏نشينى كنيد. جاذبه طبيعى و زيستى دختر و پسر، به ويژه در سنين جوانى، زمينه انحراف ارتباطهاى انسانى را فراهم مى‏سازد. در محيط آموزشى هم نبايد از آفاتى كه در جاذبه‏هاى زيستى ريشه دارد، غفلت كنيد؛ زيرا روابط انسانى از اين ناحيه، بسيار آسيب‏پذيرفته و به انحراف مى‏گرايد. بر همين اساس شارع مقدس به ما هشدار مى‏دهد كه هرگاه دو غير هم جنس در قالب هر ارتباطى در مكانى خلوت و دور از ديد ديگران قرار گيرند، شيطان آنها را به سمت روابط تهديدآميز مى‏كشاند و بايد از آن محيط و ارتباط گريخت.
نكته ديگرى كه به اين حساسيت مى‏افزايد، تهديد مستمر و لحظه به لحظه اين خطر است؛ يعنى در حالى كه ديگر عوامل تهديد كننده، نيازمند زمان و مكان خاصى هستند تا آدمى را در معرض تهديد قرار دهند و در رفتار وى نفوذ كنند، اين عامل هميشه نقش تهديد كننده دارد و انسان هوشيار نبايد يك لحظه خود را از اين تهديد در امان ببيند.
3. محيط آموزشى بدون ارتباط آموزشى نيست و طرف دوم اين ارتباط، هميشه از جنس شما نيست.

شايد شما در برخى اوقات مجبور به برقرارى ارتباط با جنس مخالف شويد؛ در اين صورت، يقيناً از محدوده پيام آموزشى تجاوز نكنيد و فقط به مبادله همين نوع پيام - در صورت مستقيم يا غير مستقيم - اكتفا كنيد. براى اين كه يقين كنيد مخاطب شما پيام ديگرى دريافت نكرده است و پيام ديگرى مبادله نكرده‏ايد، به نكات زير بسيار پاى بند باشيد.


1. به محض احساس دريافت پيامى غير اموزشى، سريع رابطه را در همان لحظه قطع كنيد.
2. در فضاى آموزشى مختلط، مواظب نگاه خود باشيد و به پيام‏هاى شفاهى، كتبى و... افراد مزاحم توجه نكنيد و حتى اگر به داد و فرياد متوسل شدند، ناشنيده گرفته، از موقعيت دور شويد.
3. در جمع دوستانى كه به اين نوع روابط دل خوش كرده‏اند، شركت نكنيد و حداقل وقتى به گزارش اين نوع عملكرد خود مى‏پردازاند، از آنها كناره بگيريد.
4. توجه داشته باشيد كه هيچ انسان مبتلا به انحراف رفتارى با قصد و غرض قبلى به اين وادى وارد نشده، بلكه دست‏هاى ناپيدايى او را به اين هلاكت مبتلا ساخته است. شما نيز از حيله اين دست‏ها خود را در امان نپنداريد؛ زيرا هميشه آنها با شما و در كمين شما هستند؛ گرچه شما از آنها غافل هستيد.

نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 7:43 قبل از ظهر توسط م _ حسني | |